تبلیغات
دنیا را داستان ها ساخته اند نه اتم ها!

روز اخر

جمعه 25 تیر 1389 10:32 ق.ظ

نویسنده : معین
ارسال شده در: شل سیلور استاین ،

اخرین روزیه كه تو این شهر لجن از خواب پا میشم و دنبال خورشید میگردم!

اسمون خراشها،اسمون این خراب شده رو گرفتن!

اخرین روزیه كه صورتم رو تو این آب لجن میشورم

ریش كسی رو میزنم كه دیگه نمیشناسمش!

از طبقه ی پایین صدای زرزر بچه میاد

اخرین روزیه كه این صدا رو میشنوم!

من بر میگردم شهر خودمون

اخرین روزیه كه تو این هوای شربی نفس میكشم و از ترافیك ذله میشم!

اخرین روزیه كه دنیا رو خاكستری میبینم!

اخرین روزیه كه قهوم رو وایساده میخورم!

این شهر لعنتی هیچی بهم نداده!

خسته ام!

خسته تر از اونم كه بخوام بازم با این شهر بجنگم!

من برمیگردم شهر خودمون!

اخرین روزیه كه لباس كار روغنیم رو میپوشم

اخرین روزیه كه سر كار ساعت میزنم!

فردا فلنگ رو میبندم و میرم

لم میدم كنار رادیو و تو خیال خودم دختر اوازه خونی كه صداش پخش میشه رو میبوسم!

من اینجا دراز كشیدم خیره موندم به سقف ، از طبقه ی پایین صدای جیغ بلند میشه و نمیدونم كجای رویام غلط از آب در اومده!

این اخرین روزیه كه به برگشتن فكر میكنم!!!!




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 6 اسفند 1390 07:21 ب.ظ