گوساله
پنجشنبه 25 اسفند 1390 08:45 ب.ظ
ارسال شده در: دست نوشته های من ،
وقتی گفتی دهانت بوی شیر میدهد ، من گوساله تر از ان بودم که معنی حرفت را بفهمم.
وقتی که افسارم را گرفتی ، من گوساله تر از ان بودم که رمیدن بلد باشم.
وقتی که پدر و مادرم را گاو خواندی ، من گوساله تر از ان بودم که اعتراض کنم.
وقتی که منم منم میکردی ، من گوساله تر از ان بودم که بتوانم ما ما کنم.
وقتی که داغم کردی ، من گوساله تر از بودم که بتوانم شاخ بزنم.
و در اخر وقتی که سرم را بریدی ، من گوساله تر از ان بودم که گوشتم خریدار داشته باشد.
دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: گوساله ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 25 اسفند 1390 08:49 ب.ظ
و این داستان ادامه دارد
یکشنبه 30 بهمن 1390 05:06 ب.ظ
ارسال شده در: دست نوشته های من ،
نامم را انتخاب کرده بودند پیش از انکه به دنیا بیایم.
تا به دنیا امدم در گوشم اذان گفتند و دینم را انتخاب کردند.
مرا به مدرسه فرستادند تا بیاموزم انچه را که در اینده جامعه به ان نیاز دارد.
مرا به پارک میبردند تا تفریح کنم.
مرا به مهمانی میبردند تا اجتماعی شوم.
و اینگونه مرا بزرگ میکردند تا بزرگ شوم.
وقتی بزرگ شدم مرا به سربازی فرستادند.
از سربازی که برگشتم ، دختر مورد علاقه ام را برایم پیدا کرده بودند!
مرا به سر کار فرستادند تا بتوانم خرج زندگی مشترکم را تامین کنم.
پدر و مادرم که ارزوی داشتن نوه داشتند مرا وادار کردند که بچه دار شوم.
پیش از انکه فرزندم متولد شود ، نامش را انتخاب کردم و زمانی که متولد شد پدرم در گوشش اذان گفت.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 30 بهمن 1390 05:21 ب.ظ
قاب عکس
پنجشنبه 24 آذر 1390 05:07 ب.ظ
ارسال شده در: دست نوشته های من ،
وقتی میبینم که نگاهت به من نیست.
وقتی میشنوم که هیچی نمیگی.
وقتی که میرم و تو همرام نمیای.
وقتی میفهمم که درکم نمیکنی.
واسه اینکه خام لبخند همیشگیت نشم،وارونت میکنم و میذارمت رو میز.
×××××××××××××××××××××××××××××××××××
وقتی که دلتنگ میشم.
وقتی که هیچکس نیست باهاش درد دل کنم.
وقتی که میفهمم تنها ترینم.
برت میگردونم و با کمال میل خام لبخند همیشگیت میشم.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 آذر 1390 05:15 ب.ظ
گاو بودن
شنبه 16 مهر 1390 05:50 ب.ظ
ارسال شده در: دست نوشته های من ،
وقتی که همه میبینند که یکی از جنس من کنترل اتوموبیلش را در دست دارد، با رفتارشان مرا مورد ازار قرار میدهند.
وقتی یکی از جنس من رابطه دو طرفه ای را شروع میکند باید رابطه اش با همه ی گذشته اش قطع شود.
وقتی یکی از جنس من رابطه اش را قطع میکند ، حق داشتن فرزندش را از او میگیرند.
وقتی یکی مثل من با کسی رابطه ای ندارد، همه به داشتن رابطه نامشروع متهمش میکنند.
و از پس همه ی اینها تنها اشک است که با من مشکلی ندارد. اگر به روز ازل برگردم از خدا میخوام که مرا به شکل یک گاو بیافریند و از او میخواهم که مرا در هندوستان قرار دهد و نه چیزی بیشتر. ان وقت:
وقتی یکی از جنس من در وسط خیابان هم که میخوابید هیچکس حتی بوق هم نمیزد.
یکی از جنس من میتوانست تمام رابطه هایش را همزمان حفظ کند.
ان وقت یکی از جنس من هروقت می خواست میتوانست رابطه اش را قطع کند و هیچکس هم نمیتوانست گوساله اش را از او بگیرد.
گاو بودن در هندوستان بهتر از زن بودن در ایران است.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 16 مهر 1390 06:17 ب.ظ
آینده
یکشنبه 13 شهریور 1390 01:58 ق.ظ
ارسال شده در: دست نوشته های من ،
اینده را در کودک اینده ی زوجی میبینم که لارجر باکس مانع جدایی پدر و مادرش شد.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 شهریور 1390 02:22 ق.ظ
تعداد کل صفحات : 81 1 2 3 4 5 6 7 ...
تبلیغات 
